شناسه : 81
يكشنبه 19 دى 1395 ساعت 09:02 2017-1-8 09:02:01
خانومی با ظاهر مذهبی و چادر به من اعتراض کرد که گفتن فایده نداره!
خانومی با ظاهر مذهبی و چادر به من اعتراض کرد که گفتن فایده نداره!

خاطره ارسالی از نرم افزار اندروید واجب فراموش شده. 

با تشکر از خانم«گوهریان» که این خاطره را برای ما فرستادند.

 

تو مترو دختری رو دیدم که با فاصله از ما ایستاده بود و به جای مانتو بلیز پوشیده بود و بدتر از اون شلوارش هم تنگ بود و نامناسب. بلند شدم به سمتش رفتم دستش رو گرفتم و سلام کردم...نگام کرد و با تعجب سلام کرد. گفتم: خوبی؟ گفت: ممنون. گفتم: اینی که شما پوشیدی مانتو نیست؛ بلوزه، مخصوصا این که شلوارت هم تنگه ....

خواست اعتراضی بکنه. زدم رو بازوش و گفتم: درستش کن. برگشتم سر جام. خانومی با ظاهر مذهبی و چادر به من اعتراض کرد که گفتن فایده نداره! و اشتباهات گذشته در این زمینه باعث شده مردم بدتر بشن. گفتم: اگر قبلا اشتباه شده،دلیل نمیشه ترکش کنیم، باید درست احیا بشه و خلاصه دست از سر ما برنمیداشت که یعنی من کار بیهوده کردم، من هم گفتم: خوب ما به این کار اعتقاد داریم و امید به تأثیر گزاری، شما هم اگر نهی از منکر نمیکنید، نهی از معروف هم نکنید!

دیدگاه ها

اضافه کردن دیدگاه جدید