شناسه : 420
يكشنبه 28 مرداد 1397 ساعت 17:13 2018-8-19 17:13:55
حالا بعد از این قضیه من بودم و پیرمردکه این بار ایشون داشت منو امر به معروف می کرد:
پسرم میدونی این وظیفت بود که باید تذکر می دادی و اگه تذکر نمی دادی اون دنیا مسئول بودی و. . .
حالا بعد از این قضیه من بودم و پیرمردکه این بار ایشون داشت منو امر به معروف می کرد: پسرم میدونی این وظیفت بود که باید تذکر می دادی و اگه تذکر نمی دادی اون دنیا مسئول بودی و. . .

نزدیک ظهر بود. صدای اذان ظهر که بلند شد برای اقامه نماز به مسجد نزدیک محل کارم رفتم. به صف نمازگزاران رسیدم و با قامت بستن به جماعت متصل شدم. در حالی که تو رکوع نماز بودیم، پیرمردی سراسیمه وارد شد تا به جماعت متصل بشه؛ اما دقیقا بعد از اینکه امام جماعت از رکوع بلند شد، اون به رکوع رفت.

نماز به پایان رسید. خیلی استرس داشتم که به پیرمردی که حداقل 40 سال از من بزرگتره چه جوری این مورد رو تذکر بدم؟! خلاصه تو دل یه توسلی کردم و نزدیکش رفتم:

-سلام علیکم حاج آقا. قبول باشه ان شاالله.
-سلام علیکم و رحمت الله.قبول حق باشه.

-حاج آقا یه مطلبی رو می خواستم خدمتتون عرض کنم اما روم نمی شد بگم!

-بگو پسرم. . . خجالت نداره که. . .

-حاج آقا شما که اومدید به جماعت وصل بشید من حواسم بود. بعد از اینکهامام جماعت از رکوع بلند شد شما به رکوع رفتید؛ یعنی از امام جماعت جا موندید و به جماعت وصل نشدید.

-یعنی الان نمازم باطله؟!

-متاسفانه بله! وقتی ما به رکوع امام جماعت می رسیم و قامت می بندیم باید قبلش قیام متصل به رکوع رو رعایت کنیم و اگه قبل از به رکوع رفتن ما امام جماعت از رکوع بلند شد، ما باید صبر کنیم در همون حالت و از رکعت بعد به جماعت متصل بشیم. امیدوارم از دست من ناراحت نشده باشید!

-دستت درد نکنه پسرم. نه. . . برای چی باید ناراحت بشم. من نمی دونستم این نکته رو. . . خیلی کار خوبی کردی که بهم گفتی. . .

حالا بعد از این قضیه من بودم و پیرمردکه این بار ایشون داشت منو امر به معروف می کرد:

پسرم میدونی این وظیفت بود که باید تذکر می دادی و اگه تذکر نمی دادی اون دنیا مسئول بودی و. . .

منم که دیگه کلی خوشحال شده بودم!

 

 

برگرفته از کتاب " از یاد رفته2"

برای تهیه این کتاب با ما تماس بگیرید

021-66464126

اضافه کردن دیدگاه جدید