شناسه : 173
پنجشنبه 23 فروردين 1397 ساعت 16:12 2018-4-12 16:12:13
توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟ از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس…تو گرمت نمیشه بچه؟
توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟ از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس…تو گرمت نمیشه بچه؟

گره ی روسری را سفت تر کرد

تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش تو اتوبوس نشسته بودم .

یه دختر کوچولوی ۸-۹ ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود رو صندلی انتهای اتوبوس
دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه چادر سرش کرده بود .
خانوم بدحجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودش رو باد میزد با افسوس گفت:
توی این گرما اینا چیه پوشیدی؟ از دست اجبار این مامان باباهای خشک مقدس…تو گرمت نمیشه بچه؟
همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده می شدیم.
دختر کوچولو گره ی روسری اش رو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت:
چرا گرممه
ولی آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرم تره
دختر کوچولو پیاده شد….

اضافه کردن دیدگاه جدید