شناسه : 162
يكشنبه 6 اسفند 1396 ساعت 11:28 2018-2-25 11:28:05
 گرچه رنگ و لعابهای زندگی مدرن، تلاش می نماید تنوعی درزندگی با طعم«بی تفاوتی» ایجاد کند، درمان این یکنواختی، چاره ای جز «متفاوت زیستن» ندارد.
گرچه رنگ و لعابهای زندگی مدرن، تلاش می نماید تنوعی درزندگی با طعم«بی تفاوتی» ایجاد کند، درمان این یکنواختی، چاره ای جز «متفاوت زیستن» ندارد.

بی خیالی، بیماری واگیردار عصر حاضر است، مرضی که نسبت به اهم مسایل زندگی بی تفاوتی و نسبت به مسایل کم اهمیت روزمره، اشتغال و نگرانی بیشتر را رقم زده، بی تفاوتی به هدف نهایی زندگی، علت آفرینش، سرانجام حیات در این عالم و یافتن علت بسیاری مسایل مهم، آنقدر کمرنگ شده که حتی به اندازه هماهنگ کردن رنگ انگشترو کیف و ساعت و ... برایش وقت نداریم.

این قانون زندگی بشر خاکی است، که «وَ مَن یعش عَن ذِکر الرَّحمن فإن لَه مَعیشة ضَنکا».

وقتی ‌هدف نهایی زندگی به دست فراموشی سپرده شد، ادامه یافتن آن، متوسل به اهداف میانی و سطحی می شود و ناچارا به یکنواختی می گراید. «بی تفاوت زیستن» در کنار عوارضی مانند بی حالی و افسردگی، عارضه ای دیگر هم به همراه دارد که عباراتی از قبیل «وقت ندارم»، «آرامش فکری ندارم»، «سرم شلوغ هست»، «تمرکز ندارم» ...شاید نشانه هایی از این زندگی تنگ یا به قول قرآن معیشت ضنک، باشد که به کرات به آن مبتلاییم. این اشتغال غم بار، به جهت ترجیح امور سطحی به اولویت هاست. [1]

 گرچه رنگ و لعابهای زندگی مدرن، تلاش می نماید تنوعی درزندگی با طعم«بی تفاوتی» ایجاد کند، درمان این یکنواختی، چاره ای جز «متفاوت زیستن» ندارد.

«متفاوت زیستن» نه از باب سبکی جدید رقم زدن، بلکه به معنای تحقق دغدغه ای جدید، در درون انسان است. وقتی فردی دچار تحول درونی شود، «خودش همه‌ی دنیا را متحول می‌کند، به هیچ وسیله‌ای هم احتیاج ندارد. آن وقت همه‌ی قواعد و سنن و اسباب در خدمت آن فرد درمی‌آید.[2]»

ذهن بشر نسبی گرای امروز، که همه آرامشش را مدیون توجیه کردن است، اگر بال و پر بگیرد، تلاطمی نو رقم می زند و آرامش‌ سابق را از درونش می رباید، در این صورت زندگی، «تلاوت تکرار نیست و مرگشان، گم شدن و از دست رفتن و خودکشی نیست»[3].

مروری بر زندگی بزرگان، حجم وسیعی از آثار علمی و عملی را نشان می دهد که جز با مفهوم «برکت» قابل تبیین نیست. این نوع زیستن، شروعش از «بی تفاوت نبودن» است و نهایتش «متفاوت زیستن». اینجا خستگی بی معنا می شود و پرواز همیشگی است.


به قلم دکتر سارا طالبی

 


[1].  امام صادق علیه السلام: الـرَّغبَهُ فِـى الـدُّنیـا تـُورِثُ الغَمِّ وَ الحُزنِ وَ الزُّهـدِ فـِى الدُّنیا راحَهُ القَلبِ وَ البَـدَنِ. رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است. تحف العقول، ص 358

[2]. شهید آوینی

[3]. علی صفائی حائری

 

اضافه کردن دیدگاه جدید