شناسه : 160
شنبه 5 اسفند 1396 ساعت 19:18 2018-2-24 19:18:55
با پررویی جواب داد: اون کرایه خطی هاست. اونا یک به بعد نیستند ما هستیم. منظورش این بود که ما تعیین می کنیم کرایه چقدره. خطاب به اون خانم گفتم: خانم هشتصد بیشتر ندید داره زیاد میگیره، مگه شهر هرته هر کی هر چقدر گرفت ما بدیم؟ هشتصد بدید خانم.
با پررویی جواب داد: اون کرایه خطی هاست. اونا یک به بعد نیستند ما هستیم. منظورش این بود که ما تعیین می کنیم کرایه چقدره. خطاب به اون خانم گفتم: خانم هشتصد بیشتر ندید داره زیاد میگیره، مگه شهر هرته هر کی هر چقدر گرفت ما بدیم؟ هشتصد بدید خانم.

سلام
ازاین خاطره خودم که خیلی ذوق کردم.
سوار تاکسی شدم تا از میدان انقلاب برم به کارگر شمالی، کرایه این مسیر هشتصد تومنه. وسط راه دو تا پسر پیاده شدن نفری هزار تومان گرفت . تو دلم گفتم شاید اینا عقب تر از من سوار شده بودن. جلوتر یه خانمی که انقلاب سوار شده بود خواست پیاده بشه، بازم این بابا گفت هزار تومان. دیگه صدای من در اومدآقا کرایه اینجا 800 تومنه چرا زیاد می گیری؟
با پررویی جواب داد: اون کرایه خطی هاست. اونا یک به بعد نیستند ما هستیم. منظورش این بود که ما تعیین می کنیم کرایه چقدرهخطاب به اون خانم گفتم: خانم هشتصد بیشتر ندید داره زیاد میگیره، مگه شهر هرته هر کی هر چقدر گرفت ما بدیم؟ هشتصد بدید خانم.
خودم هم دقیقا هشتصد تومان درآوردم و دادم دستش. شاکی شد. دوباره گفت هزار بده!
گفتم نمدیم آقا! قانون داره! الان هزار بدم فردا میگی هزار و پونصد بازم باید بدم!
گفت نه دیگه هزار و پونصد زیاده...
گفتم خب هزار هم زیاده. بالاخره یه حساب و کتابی باید داشته باشه. با ناراحتی پول رو گرفت و زیر لب غر غر کرد...
چند دقیقه بعد بی مقدمه گفتالبته تقصیرخودتونه ها! ما هرچقدر بگیم شما میدین! ما هم پررو شدیم...
این جمله آخرش خیلی برام جالب بود!
یه اعتراف فوق العاده بود...
دقیق ترین تشریح برای شرایط جامعه ی خالی از امر به معروف همینه
انقدر هیچ کس اعتراض نمی کنه که گناه کار پررو و جری میشه
انقدر این اتفاق جالب بود که تا از ماشین پیاده شدم یه فریاد یواش از خوشحالی کشیدم!!

یا علی (ع)

اضافه کردن دیدگاه جدید