شناسه : 129
يكشنبه 26 دى 1395 ساعت 14:58 2017-1-15 14:58:33
گفتم خواننده که زن نیست، محتوای شعرشم مورد دار نیست، فقط می مونه آهنگش!!! کلا میخواستم تذکر ندم چون حالشو نداشتم.
گفتم خواننده که زن نیست، محتوای شعرشم مورد دار نیست، فقط می مونه آهنگش!!! کلا میخواستم تذکر ندم چون حالشو نداشتم.

با تشکر از خانم «تلاشگر» که این خاطره را برای ما فرستادند.

 

با سلام!
از جایی داشتم با تاکسی تلفنی بر میگشتم خونه، از همون بدو ورود با آهنگی کامیونی مواجه شدم، آخرای آهنگ بود و رفت تراک بعدی؛ که دیدم خود راننده باز زد تراک بعدی ( چون همین جوری دز کامیونیش بیشتر میشد) تو دلم گفتم خداروشکر که مجبور نیستم تذکر بدم.
تراک بعدی رو هم با اغماض ندید گرفتم؛ گفتم خواننده که زن نیست، محتوای شعرشم مورد دار نیست، فقط می مونه آهنگش!!! کلا میخواستم تذکر ندم چون حالشو نداشتم.
تو راه کلا درگیری معمول آمران رو داشتم که: بابا تو که آهنگ گوش نمیدی الان واسه چی باید آهنگ گوش کنی ، اونم این جوررر!! ببین چقدر حس سنگینی معنوی پیدا کردی و... کلا در حال قانع کردن خودم بودم که بگم ولی انگار گوشم بدهکار نبود! نمیدونم چرا!
از خیابونی رد شدم که یک عکس بسیار بزرگ شهید آقاسید مجتبی علمدار رو زده بود، چند ثانیه ای بهشون خیره شدم، به خودم گفتم اکر الان جای من آقا سید بود چی کار میکرد؟ یک لحظه میگذاشت همچین آهنگی تو ماشین باشه ؟!!! خیییلیییی خجالت کشیدم، خیلی خیلی!
یهو بلند گفتم : خانومی ( راننده خانم بودند) میشه آهنگو قطع کنید؟
از تو آینه نگاهم کرد و گفت: خیلی عذر میخوام اصلا حواسم نبود!
همین!
تجربه تذکر به آهنگ زیاد دارم ولی قفل شده بود دیگه! دعا کنید.
نثار روح شهدا و امام شهدا و روح بلند شهید سید مجتبی علمدار صلوات.

اضافه کردن دیدگاه جدید