خاطرات امر به معروف

طعم اولین تجربه شجاعانه

خیلی خونسرد به یکی از دوستام گفتم: شاید واقعا متوجه نباشن که اون نقطه از محوطه دید داره چند لحظه منت...

همرنگ فامیل

برای شروع از فامیلای نزدیک و با اونایی که بیشتر رفت و آمد داشتیم، شروع کردم

نهی از منکر در روز شهادت…

تصمیمم رو گرفتم و رفتم کنار ماشین، تا شروع به صحبت کردم اونم صدای ضبطشو کم کرد.بهش گفتم:سلام خسته نب...

قرار حاج ‏آقا با دوست دختر و دوست پسرهای اصفهانی!

وقتی خبر دار می شدند که حاج اقا هم مثل آنها سر قرارآمده ، دستشان را روی سرشان می گذاشتند تا اندازه ش...

رابطه با نامحرم

یه جا تنها گیرش آوردم و باهاش یه یک ربعی صحبت کردم و اون هم قبول کرد و بعد از این قضیه نه توی این کا...

نخودچی خورورن!

کم کم اعصاب ادم ها تو خونه از این مسئله خورد می شد.کسی دیگه تو خونمون جرات نداشت غیبت کنه چون بقیه ی...

حجاب در نماز

جسارتاً میخواستم ی چیزی خدمتتون عرض کنم. برای نماز باید موهاتونو بپوشونید!

بدون عنوان

برای دکتر عجیب بود صدام زد و ازم پرسید: چرا اجازه نمیدم گوشمو معاینه کنه؟ منم که خیلی خجالتی بودم سر...

وضو با اسراف

رفتم کنارش ایستادم و آروم بهش گفتم:«عزیزم،میدونی خدا اسراف کاران رو دوست نداره؟؟»با تعجب نگام می کرد...

در اتوبوس شهری

وقتي اومد با رويي گشاده بهش سلام كردم و دست دادم و ازش خواستم كه روي صندلي جلويي ما بشينه. بعد بهش گ...

صفحات